تفاوت پولبک و بریک اوت چیست؟ با مثالهای کندلی

تفاوت پولبک و بریک اوت چیست؟ مهمترین تفاوت پولبک و بریک اوت در ترتیب رخدادن حرکات قیمت مربوط میشود درواقع: بریک اوت یعنی شکستن سطح؛ پولبک یعنی بازگشت و آزمایش مجدد همان سطح. بریک اوت زمانی شکل میگیرد که قیمت از یک سطح حمایت، مقاومت، خط روند یا محدوده تثبیت عبور کند و نشانههایی از پذیرش قیمت در سمت دیگر سطح نشان دهد. در مقابل، پولبک یک حرکت موقت خلاف جهت حرکت اصلی است که معمولاً پس از شکست رخ میدهد و طی آن، قیمت برای آزمایش دوباره سطح شکستهشده بازمیگردد. به زبان ساده، بریک اوت عبور از سطح و پولبک بازگشت به سطح پس از عبور است.
البته فرق پولبک و بریک اوت در ترید تنها به صعودی یا نزولیبودن چند کندل محدود نمیشود. ترتیب تشکیل حرکت، محل بستهشدن کندل، اندازه بدنه و سایهها، تغییرات حجم، ساختار سقفها و کفها و رفتار قیمت در تایمفریم بالاتر، همگی باید همزمان بررسی شوند. در این نوشته از د ترو ترید به صورت جامع و با ذکر مثال تفاوت های بریک اوت و پولبک را به همراه نشانه های انها توضیح می دهیم.
تفاوت پولبک و بریک اوت چیست؟
به عنوان اولین نکته باید بدانید که بریک اوت و پولبک دو الگوی متضاد نیستند؛ در بسیاری از نمودارها، این دو حرکت پشت سر یکدیگر ظاهر میشوند. بریک اوت مرحلهای است که قیمت تعادل قبلی بازار را برهم میزند و از یک مرز مهم عبور میکند. پولبک مرحلهای است که بازار پس از این عبور، سطح موردنظر را دوباره آزمایش میکند تا مشخص شود خریداران یا فروشندگان توانایی حفظ موقعیت جدید را دارند یا خیر.

جدول خلاصه تفاوت های پولبک و بریک اوت
| معیار مقایسه | بریک اوت | پولبک |
| تعریف | عبور قیمت از حمایت، مقاومت، خط روند یا محدوده رنج | بازگشت موقت قیمت به سطح شکستهشده |
| زمان وقوع | ابتدا اتفاق میافتد | معمولاً بعد از بریک اوت شکل میگیرد |
| جهت حرکت | همجهت با حرکت جدید بازار | موقتاً خلاف جهت بریک اوت است |
| موقعیت نسبت به سطح | قیمت از سطح عبور میکند و بیرون آن بسته میشود | قیمت دوباره به همان سطح برمیگردد و آن را تست میکند |
| رفتار کندلها | معمولاً کندلهای بزرگ، بدنهبلند و مومنتومی | اغلب کندلهای کوچکتر، ضعیفتر و همپوشان |
| الگوی کندلی رایج | ماروبوزو یا انگلفینگ قدرتمند که بیرون سطح کلوز میکند | همر، پینبار یا انگلفینگ روی سطح ریتست |
| رفتار حجم | معمولاً حجم هنگام شکست افزایش پیدا میکند | حجم در زمان بازگشت کاهش و هنگام ادامه روند دوباره افزایش مییابد |
| نقطه ورود | بعد از کلوز معتبر کندل شکست یا عبور از سقف/کف آن | بعد از واکنش قیمت به سطح و تشکیل کندل تأییدی |
| محل حد ضرر | پشت سطح شکستهشده یا پشت کندل بریک اوت | پشت کف یا سقف پولبک و کندل تأییدی |
| ریسک اصلی | گرفتارشدن در بریک اوت فیک | شکستهشدن سطح و تبدیل پولبک به بازگشت روند |
| نسبت ریسک به ریوارد | معمولاً به دلیل ورود دورتر از سطح، ضعیفتر است | معمولاً به دلیل ورود نزدیکتر به سطح، بهتر است |
| احتمال ازدسترفتن معامله | کمتر؛ چون ورود سریعتر انجام میشود | بیشتر؛ چون ممکن است قیمت بدون پولبک ادامه دهد |
۱. بریک اوت سطح را میشکند؛ پولبک سطح شکستهشده را دوباره آزمایش میکند
مهمترین فرق پولبک و بریک اوت در ترید به نوع برخورد قیمت با حمایت یا مقاومت مربوط میشود. بریک اوت زمانی اتفاق میافتد که قیمت از یک سطح مهم مانند مقاومت، حمایت، خط روند یا محدوده رنج عبور کند و در سمت دیگر آن قرار بگیرد. برای مثال، اگر مقاومت یک دارایی روی قیمت ۱۰۰ دلار باشد و کندل در ۱۰۲ دلار بسته شود، حرکت ایجادشده یک بریک اوت صعودی است.
پولبک معمولاً بعد از این شکست شکل میگیرد. در این حالت، قیمت پس از عبور از مقاومت ۱۰۰ دلاری دوباره به محدوده ۱۰۰ تا ۱۰۱ دلار بازمیگردد تا اعتبار سطح را بررسی کند. اگر خریداران در این محدوده فعال شوند و قیمت دوباره افزایش یابد، مقاومت قبلی به حمایت تبدیل شده و یک پولبک معتبر شکل گرفته است. بنابراین بریک اوت مرحله عبور از سطح و پولبک مرحله آزمایش مجدد همان سطح محسوب میشود.

۲. بریک اوت همجهت با حرکت جدید است؛ پولبک موقتاً خلاف آن حرکت میکند
یکی دیگر از تفاوتهای مهم پولبک و بریک اوت، جهت حرکت قیمت است. در بریک اوت صعودی، قیمت با قدرت از مقاومت عبور میکند و به سمت سطوح بالاتر حرکت میکند. در بریک اوت نزولی نیز حمایت شکسته میشود و فشار فروش قیمت را کاهش میدهد. بنابراین بریک اوت معمولاً آغاز یا ادامه یک حرکت قدرتمند در جهت شکست است.
در مقابل، پولبک برای مدت کوتاهی خلاف جهت بریک اوت حرکت میکند. برای مثال، پس از شکست صعودی یک مقاومت، کاهش محدود قیمت به سمت سطح شکستهشده پولبک نام دارد. این کاهش به معنای نزولیشدن روند نیست، مگر آنکه قیمت سطح را از دست بدهد و ساختار صعودی را نقض کند. در نتیجه، برای تشخیص تفاوت پولبک و بریک اوت چیست؟ باید مشخص شود حرکت فعلی قیمت در جهت شکست قرار دارد یا فقط یک بازگشت موقت به سطح است.

۳. کندلهای بریک اوت قدرتمندتر هستند؛ کندلهای پولبک معمولاً مومنتوم کمتری دارند
ساختار کندلها یکی از بهترین ابزارها برای تشخیص فرق پولبک و بریک اوت در ترید است. بریک اوت معتبر معمولاً با کندلی دارای بدنه بزرگ، سایه مخالف کوتاه و کلوز بیرون سطح همراه میشود. الگوهایی مانند ماروبوزو یا انگلفینگ قدرتمند، زمانی که مقاومت یا حمایت را بشکنند و بیرون آن بسته شوند، میتوانند کندل بریک اوت باشند.
کندلهای پولبک معمولاً کوچکتر، ضعیفتر و دارای همپوشانی بیشتری هستند. برای مثال، پس از یک بریک اوت صعودی ممکن است دو یا سه کندل نزولی کوچک قیمت را به مقاومت شکستهشده برگردانند. اگر روی این سطح یک همر، پینبار صعودی یا انگلفینگ صعودی تشکیل شود، احتمال پایان پولبک افزایش مییابد. بنابراین ماروبوزویی که سطح را میشکند، بیشتر نقش بریک اوت دارد؛ اما همری که پس از بازگشت قیمت روی سطح شکل میگیرد، میتواند پایان پولبک را تأیید کند.
۴. نقطه ورود در بریک اوت سریعتر است؛ ورود در پولبک با تأیید بیشتری انجام میشود
در استراتژی بریک اوت، معاملهگر معمولاً پس از بستهشدن کندل شکست یا عبور قیمت از سقف و کف آن وارد معامله میشود. مزیت این روش آن است که تریدر در مراحل ابتدایی حرکت حضور دارد و اگر قیمت بدون بازگشت ادامه پیدا کند، فرصت معامله را از دست نمیدهد. بااینحال، ورود سریعتر احتمال گرفتارشدن در شکست جعلی را نیز افزایش میدهد.
در استراتژی پولبک، معاملهگر ابتدا منتظر شکست سطح میماند و سپس ورود خود را پس از بازگشت قیمت و مشاهده واکنش تأییدی انجام میدهد. برای مثال، در یک پولبک صعودی میتوان پس از تشکیل همر یا انگلفینگ صعودی روی سطح شکستهشده وارد لانگ شد. این مدل ورود معمولاً فاصله کمتری تا حد ضرر دارد، اما ممکن است قیمت اصلاً پولبک نزند و بدون ارائه فرصت ورود حرکت خود را ادامه دهد.
۵. بریک اوت ریسک شکست فیک دارد؛ پولبک معمولاً نسبت ریسک به ریوارد بهتری ایجاد میکند
مهمترین ریسک معامله روی بریک اوت، شکلگیری بریک اوت فیک است. در شکست جعلی، قیمت برای مدت کوتاهی از حمایت یا مقاومت عبور میکند، اما نمیتواند در سمت دیگر سطح باقی بماند و سریعاً به محدوده قبلی بازمیگردد. عبور سایه از سطح بدون بستهشدن بدنه کندل، سایههای بلند و نبود ادامه حرکت از نشانههای احتمالی شکست فیک هستند.
در ورود روی پولبک، معاملهگر معمولاً نزدیکتر به سطح شکستهشده وارد میشود؛ بنابراین فاصله ورود تا حد ضرر کمتر و نسبت ریسک به ریوارد مناسبتر است. برای مثال، ورود بریک اوتی در قیمت ۱۰۳ دلار با حد ضرر ۹۹ دلار، چهار دلار ریسک دارد؛ اما ورود روی پولبک در ۱۰۰٫۵ دلار با همان حد ضرر، تنها ۱٫۵ دلار ریسک ایجاد میکند. البته اگر قیمت سطح را حفظ نکند و داخل محدوده قبلی تثبیت شود، دیگر با پولبک سالم روبهرو نیستیم و احتمال شکست ناموفق افزایش مییابد.

پولبک چیست و چگونه روی نمودار شکل میگیرد؟
برای درک تفاوت پولبک وبریک اوت، بهتر است نگاهی به تعریف پولبک بیندازیم. پولبک در تعریف گسترده، یک بازگشت موقت خلاف جهت روند غالب است که بدون تغییر کامل ساختار روند رخ میدهد. برای مثال، کاهش محدود قیمت در یک روند صعودی یا افزایش موقت قیمت در یک روند نزولی میتواند پولبک باشد. در مبحث مقایسه پولبک با بریک اوت، منظور اصلی از پولبک، بازگشت قیمت برای آزمایش سطحی است که پیشتر شکسته شده است. پولبک برخلاف ریورسال یا بازگشت روند، ماهیتی موقت دارد و انتظار میرود پس از پایان آن، جهت غالب دوباره ادامه پیدا کند.
در برخی منابع آموزشی، بازگشت قیمت به سطح شکستهشده با اصطلاح «بوسه خداحافظی» توصیف میشود. علت این نامگذاری آن است که قیمت پس از خروج از محدوده قبلی، یکبار دیگر به سطح بازمیگردد و سپس از آن فاصله میگیرد. البته این تعبیر نباید باعث شود هر برخورد مجدد قیمت با سطح را تأیید ادامه روند بدانیم؛ واکنش کندلی و ساختار بازار همچنان باید بررسی شود.
بریک اوت چیست و چه زمانی شکست معتبر محسوب میشود؟
بریک اوت یا Breakout زمانی رخ میدهد که قیمت از مرز یک ساختار تکنیکال عبور کند. این مرز میتواند حمایت افقی، مقاومت افقی، خط روند، سقف یا کف کانال، محدوده رنج، خط گردن یک الگو یا ضلع الگوهایی مانند مثلث و پرچم باشد. بریک اوت هم در جهت صعودی و هم در جهت نزولی تشکیل میشود و معمولاً نشان میدهد تعادل قبلی میان خریداران و فروشندگان در حال تغییر است. برای سنجش اعتبار بریک اوت، بهتر است مجموعهای از شواهد بررسی شود؛ زیرا هیچ معیار منفردی نتیجه معامله را تضمین نمیکند:
- واضحبودن سطح: هرچه حمایت یا مقاومت برای تعداد بیشتری از معاملهگران قابلتشخیص باشد، عبور از آن اهمیت بیشتری پیدا میکند. سطحی که تنها بر اساس یک نوسان کماهمیت رسم شده است، ارزش تحلیلی کمتری دارد.
- بستهشدن کندل بیرون سطح: در رویکرد محافظهکارانه، بهتر است بدنه کندل در سمت دیگر حمایت یا مقاومت بسته شود. صرفاً عبور سایه، بهخصوص اگر کلوز داخل محدوده باشد، تأیید ضعیفتری ارائه میدهد.
- اندازه مناسب بدنه کندل: کندلی با بدنه نسبتاً بزرگ و سایه مخالف کوتاه نشان میدهد یکی از طرفین بازار کنترل بیشتری داشته است. در مقابل، کندل دوجی یا کندلی با سایههای بلند، تردید و درگیری بیشتر میان خریداران و فروشندگان را نشان میدهد.
- افزایش نسبی حجم: در بازارهایی که داده حجم قابلاتکا در دسترس است، افزایش حجم همزمان با شکست میتواند نشان دهد معاملهگران بیشتری از حرکت حمایت میکنند. شکست مقاومت با حجم روبهرشد معمولاً قدرت خرید بیشتری نسبت به شکست کمحجم نشان میدهد.
- ادامه حرکت یا فالو ترو: کندل بعدی نباید بلافاصله تمام حرکت شکست را خنثی کند. حفظ قیمت بیرون سطح، ساخت سقف یا کف جدید و ادامه حرکت، احتمال اعتبار بریک اوت را افزایش میدهد.
در استراتژی ورود روی بریک اوت، معاملهگر معمولاً منتظر بستهشدن کندل بیرون سطح میماند و سپس وارد موقعیت میشود. مزیت این روش آن است که اگر قیمت بدون پولبک حرکت کند، معاملهگر از روند جا نمیماند. نقطهضعف آن نیز فاصله بیشتر ورود از سطح شکست و آسیبپذیری در برابر بریک اوتهای فیک است.
در استراتژی ورود روی پولبک، معاملهگر پس از شکست وارد نمیشود؛ بلکه صبر میکند قیمت به سطح قبلی نزدیک شود و واکنش معناداری نشان دهد. این واکنش ممکن است یک پینبار، همر، انگلفینگ، شکست خط روند کوچک یا تشکیل کف و سقف جدید در تایمفریم پایینتر باشد.

تفاوت پولبک و بریک اوت در الگوهای کندلی؛ کدام کندل پولبک است و کدام بریک اوت؟
برای درک دقیق فرق پولبک و بریک اوت در ترید باید یک اصل مهم را در نظر گرفت: هیچ الگوی کندلی ذاتاً و در تمام نمودارها «پولبک» یا «بریک اوت» نیست. ماروبوزو، همر، پینبار، انگلفینگ یا اینساید بار بر اساس جایگاه خود نسبت به سطح، روند قبلی و کندلهای بعدی معنا پیدا میکنند. ممکن است یک انگلفینگ صعودی در یک نمودار، مقاومت را بشکند و کندل بریک اوت باشد؛ اما همان الگو در نمودار دیگر، روی حمایت شکستهشده تشکیل شود و پایان پولبک را تأیید کند.
بدنه کندل فاصله قیمت بازشدن و بستهشدن را نشان میدهد و سایهها بیشترین و کمترین قیمت معاملهشده در همان بازه را نمایش میدهند. بدنه بزرگ و سایه مخالف کوتاه معمولاً کنترل قویتر یک سمت بازار را نشان میدهد، درحالیکه سایه بلند بیانگر پسزدن قیمت از یک ناحیه است. به همین دلیل، کندلهای بدنهبلند بیشتر در مرحله شکست و کندلهای دارای سایه ردکننده بیشتر در پایان پولبک کاربرد پیدا میکنند؛ البته موقعیت نمودار همچنان تعیینکننده است.
جدول زیر نقش رایج چند الگوی کندلی را در سناریوهای بریک اوت و پولبک نشان میدهد:
| الگو یا رفتار کندلی | نقش احتمالی در بریک اوت | نقش احتمالی در پولبک |
| ماروبوزو یا کندل بدنهبلند | اگر بیرون سطح کلیدی بسته شود، میتواند کندل بریک اوت باشد | اگر پس از بازگشت و در جهت روند تشکیل شود، میتواند کندل ادامه حرکت پس از پولبک باشد |
| کندلهای کوچک خلاف روند | معمولاً شکست قدرتمندی نشان نمیدهند | میتوانند مسیر بازگشت تدریجی قیمت را تشکیل دهند |
| همر یا پینبار صعودی | اگر بدنه بالای مقاومت بسته شود، ممکن است بخشی از شکست باشد؛ اما سایه بلند احتیاط میطلبد | روی حمایت یا مقاومت شکستهشده میتواند پایان پولبک صعودی را تأیید کند |
| شوتینگ استار یا پینبار نزولی | عبور سایه از مقاومت و بستهشدن زیر آن میتواند شکست جعلی باشد | در پولبک یک روند نزولی، روی مقاومت جدید میتواند بازگشت فروشندگان را نشان دهد |
| انگلفینگ صعودی | اگر مقاومت را با کلوز معتبر بشکند، کندل بریک اوت است | اگر پس از بازگشت به حمایت تشکیل شود، تأیید پایان پولبک صعودی است |
| انگلفینگ نزولی | اگر زیر حمایت بسته شود، میتواند بریک اوت نزولی باشد | اگر روی مقاومت جدید تشکیل شود، تأیید پایان پولبک نزولی است |
| اینساید بار | خود الگو شکست نیست؛ خروج از سقف یا کف مادر بار میتواند سیگنال بریک اوت باشد | میتواند هنگام توقف قیمت روی سطح پولبک تشکیل شود و شکست آن ادامه روند را تأیید کند |
| دوجی یا اسپینینگ تاپ | بهتنهایی قدرت لازم برای تأیید بریک اوت را ندارد | نشاندهنده تردید روی سطح است و به کندل بعدی نیاز دارد |
الگوهای تککندلی مانند همر و شوتینگ استار معمولاً به تأیید کندل بعدی نیاز دارند. همر دارای بدنه کوچک و سایه پایینی بلند است و زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در یک ناحیه حمایتی تشکیل شود. شوتینگ استار بدنهای کوچک و سایه بالایی بلند دارد و در نزدیکی مقاومت میتواند ردشدن قیمت را نشان دهد. انگلفینگ نیز تغییر قدرت میان خریداران و فروشندگان را واضحتر نمایش میدهد، اما اعتبار آن همچنان به محل تشکیل الگو وابسته است.
مثال اول؛ بریک اوت صعودی و پولبک صعودی
فرض کنید مقاومت اصلی بیتکوین یا یک سهم در محدوده ۱۰۰۰ واحد قرار دارد. قیمت چند مرتبه به این مقاومت برخورد کرده و بازگشته است. سپس یک کندل صعودی بدنهبلند با سایه بالایی کوتاه تشکیل میشود و در ۱۰۲۰ بسته میشود.
در این سناریو، کندل بدنهبلند که بالای ۱۰۰۰ بسته شده است، کندل بریک اوت صعودی محسوب میشود. اگر این کندل ساختاری شبیه ماروبوزو داشته باشد، یعنی قیمت نزدیک کف کندل باز شده و نزدیک سقف بسته شده باشد، قدرت خریداران واضحتر خواهد بود؛ بااینحال، همچنان باید سطح، حجم و رفتار کندل بعدی بررسی شود.
پس از آن، سه کندل نزولی کوچک قیمت را از ۱۰۳۵ تا ۱۰۰۵ پایین میآورند. این سه کندل بهتنهایی «تأیید پولبک» نیستند، بلکه مسیر بازگشت یا بدنه اصلی پولبک را تشکیل میدهند. سپس روی محدوده ۱۰۰۰ تا ۱۰۰۵ یک همر با سایه پایینی بلند ایجاد میشود و کندل بعدی بالای سقف همر بسته میشود.
در این مثال، همر کندل پایان یا تأیید پولبک است، نه کندل بریک اوت اولیه. ترتیب درست به شکل زیر است:
بریک اوت مقاومت ← بازگشت با کندلهای کوچک نزولی ← تشکیل همر روی سطح ← ادامه روند صعودی
مثال دوم؛ بریک اوت نزولی و پولبک نزولی
فرض کنید قیمت در بالای حمایت ۵۰۰ واحدی معامله میشود. یک کندل نزولی قدرتمند تشکیل شده و در ۴۸۵ بسته میشود. این کندل، به دلیل بستهشدن زیر حمایت، بریک اوت نزولی را نشان میدهد.
پس از افت قیمت تا ۴۷۰، چند کندل صعودی کوچک قیمت را تا ۴۹۸ بالا میآورند. این افزایش موقت، پولبک به حمایت شکستهشده است؛ حمایتی که اکنون میتواند به مقاومت تبدیل شود. اگر در محدوده ۴۹۸ تا ۵۰۰ یک شوتینگ استار یا انگلفینگ نزولی تشکیل شود و کندل بعدی کف الگو را بشکند، احتمال پایان پولبک و ادامه روند نزولی افزایش مییابد.
در این سناریو:
- کندل نزولی که زیر ۵۰۰ بسته شده است، بریک اوت محسوب میشود.
- کندلهای صعودی کوچک، حرکت بازگشتی پولبک هستند.
- شوتینگ استار یا انگلفینگ نزولی روی ۵۰۰، تأیید پایان پولبک است.
شوتینگ استار در این موقعیت نشان میدهد خریداران تلاش کردهاند قیمت را بالاتر ببرند، اما فروشندگان در ناحیه مقاومت جدید فعال شدهاند و قیمت را پایین آوردهاند. سایه بالایی بلند، ردشدن قیمت از سطح را نمایش میدهد.

چکلیست تشخیص و ترید پولبک و بریک اوت
چکلیست باعث میشود تصمیم معاملهگر از حالت احساسی خارج شود. هدف از چکلیست این نیست که با تیکزدن چند گزینه سود معامله تضمین شود؛ بلکه کمک میکند هیچ مؤلفه مهمی مانند کلوز، نقطه ابطال یا فضای تارگت فراموش نشود. پیش از ورود، بهتر است پرسشهای زیر با پاسخ روشن «بله» یا «خیر» ارزیابی شوند:
| پرسش معاملاتی | دلیل اهمیت |
| آیا حمایت یا مقاومت روی چارت واضح است؟ | شکست سطح ضعیف ارزش معاملاتی کمتری دارد |
| آیا جهت تایمفریم بالاتر مشخص است؟ | از معامله مستقیم در برابر ساختار اصلی جلوگیری میکند |
| آیا کندل بیرون سطح بسته شده است؟ | نفوذ سایه را از شکست معتبر جدا میکند |
| آیا کندل شکست مومنتوم کافی دارد؟ | قدرت خروج قیمت از محدوده را نشان میدهد |
| آیا تا سطح بعدی فضای کافی وجود دارد؟ | نسبت ریسک به ریوارد را مشخص میکند |
| آیا حجم حرکت شکست را تأیید میکند؟ | میزان مشارکت را ارزیابی میکند |
| آیا قیمت سمت جدید سطح را حفظ کرده است؟ | پذیرش یا ردشدن قیمت را نشان میدهد |
| آیا پولبک ساختار اصلی را نقض نکرده است؟ | پولبک سالم را از شکست ناموفق جدا میکند |
| آیا الگوی کندلی یا BOS برای ورود وجود دارد؟ | تریگر اجرایی معامله را مشخص میکند |
| آیا نقطه ابطال دقیق تعیین شده است؟ | محل منطقی حد ضرر را تعیین میکند |
| آیا حجم پوزیشن با فاصله استاپ هماهنگ است؟ | ریسک پولی معامله را کنترل میکند |
| آیا برنامه خروج و تارگت مشخص است؟ | از تصمیمگیری هیجانی پس از ورود جلوگیری میکند |
اگر سطح، کلوز کندل، نقطه ابطال یا فضای تارگت مشخص نباشد، عدم ورود معمولاً تصمیم منطقیتری از ساختن یک سناریوی اجباری است. معاملهگر حرفهای صرفاً بهدنبال سیگنال نیست؛ او بهدنبال ستاپی است که بتواند ریسک آن را قبل از ورود اندازهگیری کند.





