آموزشی ارز دیجیتال

بریک‌ اوت (breakout) چیست؟ 6 الگوی بریک اوت تکراری

بریک اوت چیست؟ و چه زمان هایی بریک اوت رخ می دهد؟ وقتی قیمت یک ارز دیجیتال بالاخره می تواند سقف یا کف قیمتی خود را بشکند، بریک اوت رخ می دهد. اگر به نمودار برخی ارزها دقت کنید، می بینید که ارز موردنظر بارها و بارها به یک قیمت رسیده ولی نتوانسته از آن قیمت فراتر برود، درواقع آن قیمت، یک ناحیه مقاومتی است. هنگامی که ارز موردنظر می تواند این ناحیه مقاومتی را بشکند به آن بریک اوت می گوییم که اگر در این فرصت، ترید مناسبی باز کنیم، شاهد سود بالایی خواهیم بود. اما بریک اوت چه زمانی رخ می دهد؟ بریک اوت یا شکستن قیمت، معمولا در یکی از این بازه ها و موقعیت ها رخ می دهد:

  1. سطوح حمایت یا مقاومت
  2. سقف‌ها و کف‌های قیمتی
  3. خطوط روند
  4. کانال‌های قیمتی
  5. میانگین متحرک
  6. سطوح الگوها در نمودار
  7. سطوح فیبوناچی
  8. سطوح پیوت (ترازها)
  9. اعداد گرد (رند)

بنابراین هنگامی که دیدید قیمت یک ارز به یکی از این حالت نزدیک شده، باید حواستان را جمع کنید چرا که ممکن است بریک اوت رخ دهد. حتی از نظر تایم فریمی نیز، بریک اوت ها در هر تایمی رخ می دهند پس یادگیری استراتژی بریک اوت و اجرای آن محدود به یک تایم فریم خاص نیست. اما سوال مهم این است که اصلا از کجا بفهمیم برای یک ارز، قرار است بریک اوت رخ دهد؟ 

بریک اوت چه زمانی رخ می دهد؟

شناخت الگوهای بریک اوت

اگر می خواهید به یک تریدر حرفه ای تبدیل شوید، فقط دریافت سیگنال بریک اوت و اجرای آن کافی نیست بلکه بهتر است چند قدمی جلو تر بروید و الگوهای کندلی و چارتی بریک اوت را بشناسید. الگوهای نموداری که زمینه‌ ساز بریک اوت هستند از پیش قابل شناسایی‌اند. شناخت این الگوها به معامله‌گر این امکان را می‌دهد که قبل از وقوع بریک اوت آماده باشد نه اینکه بعد از حرکت اصلی عجولانه وارد شود.

1- مثلث متقارن الگوی انتظار

وقتی قیمت  ارز بین دو خط روند همگرا فشرده می‌شود، مثلث متقارن را می بینیم. سقف‌ها پایین‌تر و کف‌ها بالاتر می‌آیند. این الگو نشانه تعادل موقت بین خریداران و فروشندگان است یکی از آن‌ها در نهایت غلبه می‌کند. جهت بریک اوت از پیش مشخص نیست، اما هرچه قیمت به رأس مثلث نزدیک‌تر شود، انرژی تجمیع‌شده بیشتر است و بریک اوت می‌تواند شدیدتر باشد. معامله‌گران حرفه‌ای در هر دو طرف سفارش می‌گذارند و با جهت بریک اوت وارد می‌شوند.

مثلث متقارن الگوی انتظار

2- مثلث صعودی زمینه‌ساز بریک اوت به بالا

سقف‌ها در یک سطح افقی هستند خریداران هر بار در همان قیمت می‌ایستند. اما کف‌ها مدام بالاتر می‌آیند. این ساختار نشان می‌دهد فروشندگان در حال تضعیف هستند. هر موج نزولی ضعیف‌تر از قبلی است. در نهایت خریداران این سقف افقی را با فشار می‌شکنند و بریک اوت صعودی قوی رخ می‌دهد. هدف قیمتی برابر با ارتفاع قاعده مثلث است.


برای شروع ترید و دریافت 100 دلار بونوس کلیک کن

مثلث صعودی زمینه‌ساز بریک اوت به بالا

3- مثلث نزولی زمینه‌ساز بریک اوت به پایین

دقیقاً برعکس الگوی قبل. کف‌ها در یک سطح افقی قرار دارند اما سقف‌ها مدام پایین‌تر می‌آیند. فروشندگان هر بار در قیمت‌های پایین‌تری وارد می‌شوند و خریداران را عقب می‌زنند. بریک اوت نزولی از کف این مثلث، اغلب با حرکت تند و پرقدرتی همراه است.

مثلث نزولی زمینه‌ساز بریک اوت به پایین

4- الگوی پرچم؛ قوی‌ترین سیگنال ادامه روند

بعد از یک حرکت تند صعودی یا نزولی که به آن «میله پرچم» می‌گویند، قیمت وارد یک اصلاح کوچک، کم‌حجم و کم‌شیب می‌شود. این اصلاح خلاف جهت روند اصلی است اما حجم آن به وضوح پایین‌تر از حجم میله پرچم است. وقتی قیمت از این کانال کوچک خارج می‌شود و در جهت روند اصلی بریک اوت می‌کند، یکی از معتبرترین سیگنال‌های ادامه روند را داریم. هدف قیمتی معمولاً برابر با طول میله پرچم است که از نقطه بریک اوت اندازه‌گیری می‌شود.

الگوی پرچم  قوی‌ترین سیگنال ادامه روند

5- الگوی کاپ و هندل بریک اوت در بازارهای صعودی

این الگو شبیه یک فنجان با دسته است. قیمت ابتدا یک کاهش تدریجی و منحنی‌شکل دارد، سپس به همان اندازه بالا می‌آید و یک «فنجان» می‌سازد. بعد از رسیدن به سطح قبلی، یک اصلاح کوچک رخ می‌دهد که «دسته» را می‌سازد. بریک اوت از سقف دسته با حجم بالا، یکی از قوی‌ترین سیگنال‌های صعودی در تحلیل تکنیکال است و اغلب منجر به روند صعودی پایدار می‌شود.

الگوی کاپ و هندل بریک اوت در بازارهای صعودی

6- الگوی سر و شانه معکوس نشانه تغییر روند بریک اوت

این الگوی بریک اوت، در کف روندهای نزولی شکل می‌گیرد. سه کف داریم که کف میانی (سر) پایین‌تر از دو کف اطراف (شانه‌ها) است. خط گردن که دو سقف بین این سه کف را به هم وصل می‌کند، ناحیه مقاومتی کلیدی است. شکست قاطعانه خط گردن با حجم بالا، سیگنال بریک اوت صعودی و پایان روند نزولی است. هدف قیمتی برابر فاصله سر تا خط گردن، از نقطه بریک اوت اندازه‌گیری می‌شود و این اغلب یک حرکت بزرگ است.

الگوی سر و شانه معکوس نشانه تغییر روند

نحوه شناسایی بریک اوت برای ترید

شناسایی بریک اوت معتبر، مهارتی است که با تمرین و بارها بررسی چارت های ترید به دست می‌آید. اما چند اصل تکنیکال مشخص وجود دارد که این فرایند را قابل اندازه‌گیری می‌کند. روش بهتر برای اینکه از بریک اوت ها جا نمانید، ورود به کانال تلگرامی زیر است. در این کانال به صورت لحظه ای سیگنال های رایگان بریک اوت را دریافت می کنید تا از هیچ سودی جا نمانید. بعد از دیدن پیام سیگنال بریک اوت، تنها کاری که باید بکنید این است که وارد چارت شده و تریدتان را باز کنید. (البته جزئیاتی هم دارد که در ادامه توضیح می دهیم.) در این بخش نکاتی را به شما می گوییم که کمک می کند حتی بدون کانال تلگرام هم بتوانید بریک اوت ها را تشخیص دهید، اما اگر به دنبال یک روش قطعی برای یافتن بهترین بریک اوت ها هستید، هرچه سریعتر در این کانال تلگرامی ذکر شده عضو شوید.

1- کیفیت ناحیه روانی را بسنجید

 در کل باید بدانید که همه سطوح حمایت و مقاومت یکسان نیستند. یک ناحیه روانی معتبر سه ویژگی دارد: قیمت چندین بار به آن واکنش نشان داده، این واکنش‌ها در تایم‌فریم‌های بالاتر هم قابل مشاهده است، و فاصله زمانی بین تست‌های قیمتی معنادار است؛ نه اینکه در یک روز پنج بار به یک سطح رسیده باشد.

هرچه تعداد تست‌های قیمتی بیشتر و فاصله زمانی بین آن‌ها طولانی‌تر باشد، شکستن آن سطح انرژی بیشتری آزاد می‌کند و حرکت بعد از بریک اوت قوی‌تر خواهد بود.

2- بسته شدن کندل را به عنوان معیار اصلی بگیرید

اینکه سایه کندل از یک سطح رد شود هیچ ارزش سیگنالی ندارد. بریک اوت واقعی زمانی تأیید می‌شود که بدنه کندل فراتر از ناحیه روانی بسته شود. این یک خط قرمز است پس درباره آن اصلا استثنا نپذیرید. در تایم‌فریم روزانه، کندلی که بدنه‌اش بالای مقاومت بسته می‌شود وزن تحلیلی بسیار بیشتری از کندل یک‌ساعته دارد. هرچه تایم‌فریم بالاتر، سیگنال معتبرتر.

3-  حجم را به عنوان تأییدیه نهایی بخوانید

حجم معاملات در لحظه بریک اوت ارز موردنظر، صادق‌ترین اطلاعاتی است که بازار به شما می‌دهد. یک بریک اوت با حجم ۵۰ تا ۱۰۰ درصد بالاتر از میانگین ۲۰ روزه، نشان می‌دهد که معامله‌گران بزرگ مثل نهنگ ها، موسسات، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و بازارسازها پشت این حرکت هستند.

برعکس، بریک اوتی که با حجم کم اتفاق می‌افتد، اغلب یک تله است. بازار سعی دارد معامله‌گران خرد را وارد پوزیشن کند تا بعد خلاف آن حرکت کند.

مثال عملی جهت درک بهتر:

در نمودار روزانه جفت ارز EUR/USD، قیمت چهار بار در چهار هفته متوالی به سطح ۱.۰۹۵۰ رسیده و هر بار برگشته. در هفته پنجم، یک کندل روزانه با بدنه کامل بالای ۱.۰۹۵۰ بسته می‌شود.  حجم آن روز ۸۰ درصد بالاتر از میانگین ماهانه است. این ترکیب سه‌گانه ( ناحیه معتبر، بسته شدن کندل، حجم بالا)  یک سیگنال بریک اوت با کیفیت بالاست.

چطور از سیگنال بریک اوت برای ترید استفاده کنیم؟

چطور از سیگنال بریک اوت برای ترید استفاده کنیم؟

دیدن بریک اوت روی چارت یک چیز است؛ معامله کردن درست بر اساس آن چیز دیگری است. و در واقع اصل کار همینجاست! چطور از سیگنال های بریک اوت استفاده کنیم؟ چطور روی چارت با آن کار کنیم؟ بسیاری از معامله‌گران بریک اوت را می‌بینند اما یا خیلی زود وارد می‌شوند، یا خیلی دیر، یا بدون برنامه خروج. نتیجه؟ ضرر در معامله‌ای که از ابتدا درست بود. در این بخش، فرایند کامل استفاده از سیگنال بریک اوت را از شناسایی تا خروج، به شکل عملی و قابل اجرا بررسی می‌کنیم. البته اگر با نکات زیر هم نتوانستید به خوبی استراتژی بریک اوت را اجرا کنید، بهترین کار این است که چند بار روی اکانت های دمو، مثل دمو ترو ترید آن را تمرین کنید تا به مهارت و اعتماد به  نفس خوبی در این زمینه برسید.

پیدا کردن بهترین نقطه ورود به معامله بریک اوت

بعد از تأیید بریک اوت، سریع‌ترین تصمیم لزوماً بهترین تصمیم نیست. سه نقطه ورود اصلی وجود دارد که هر کدام مناسب شرایط خاصی هستند.

روش اول: ورود تهاجمی در لحظه بریک اوت

بلافاصله پس از بسته شدن کندل بریک اوت وارد معامله می‌شوید. مزیت آن نقطه ورود پایین‌تر و ریسک به ریوارد بهتر است. اما ریسک آن هم واقعی است احتمال بریک اوت کاذب وجود دارد و باید حد ضرر محکمی داشته باشید. این رویکرد برای تریدر هایی مناسب است که تجربه تشخیص بریک اوت کاذب را دارند و می‌توانند سریع تصمیم بگیرند.

روش دوم: ورود در پولبک

بعد از بریک اوت، قیمت اغلب اوقات ( نه همیشه)  به ناحیه شکسته‌شده باز می‌گردد. این پولبک معمولاً با کاهش حجم همراه است که خودش نشانه خوبی است. وقتی قیمت به ناحیه شکسته‌شده رسید و یک کندل تأییدی در آن ناحیه تشکیل داد، مثلاً یک پین‌بار صعودی روی حمایت جدید، وارد می‌شوید.

این رویکرد ریسک کمتر، حد ضرر کوچک‌تر و ریسک به ریوارد بهتری فراهم می‌کند. عیبش اینجاست که گاهی قیمت بعد از بریک اوت مستقیم حرکت می‌کند و پولبک نمی‌زند،که  در آن صورت فرصت را از دست داده‌اید.

روش سوم: ورود پس از تأیید چهار مرحله‌ای

این روش محافظه‌کارانه‌ترین و در عین حال قابل‌اطمینان‌ترین رویکرد برای بریک اوت است:

  1. مرحله یک: کندل بریک اوت فراتر از ناحیه بسته می‌شود
  2. مرحله دو: قیمت یک سقف یا کف جدید بعد از بریک اوت می‌سازد
  3. مرحله سه: قیمت برمی‌گردد و ناحیه شکسته‌شده را تست می‌کند
  4. مرحله چهار: قیمت از ناحیه حمایت جدید پرش می‌کند و سقف ساخته‌شده را می‌شکند

ورود در مرحله چهار، پرریسک‌ترین نقطه از نظر قیمت ورود است اما کم‌ریسک‌ترین از نظر تأیید سیگنال. برای تریدرهایی که ترجیح می‌دهند با اطمینان بیشتری وارد شوند، این روش ایده‌آل است.

مثال عملی: بیت‌کوین مقاومت ۶۸,۰۰۰ دلار را با یک کندل روزانه قوی می‌شکند. معامله‌گر تهاجمی همان روز در ۶۸,۵۰۰ وارد می‌شود. معامله‌گر محافظه‌کار صبر می‌کند. قیمت تا ۶۶,۸۰۰ پولبک می‌زند، یک چکش صعودی روی ۶۷,۰۰۰ تشکیل می‌دهد و معامله‌گر در ۶۷,۲۰۰ با حد ضرر ۶۶,۰۰۰ وارد می‌شود. ریسک به ریوارد معامله دوم بهتر است، اگرچه ورود در قیمت بدتری نسبت به معامله اول نیست.

زمان خروج از ترید بریک اوت 

ورود به معامله فقط نیمی از کار است و اگر زمان استاپ ترید و خروج از آن را ندانید، قطعا سودتان را از دست می دهید. بسیاری از معامله‌گران بریک اوت را درست شناسایی می‌کنند، درست وارد می‌شوند، اما در خروج اشتباه می‌کنند. یا خیلی زود سود می‌گیرند یا بدون حد ضرر می‌مانند تا معامله سودده تبدیل به ضرر شود.

رایج‌ترین و دقیق‌ترین روش برای تعیین هدف قیمتی در معاملات بریک اوت، استفاده از ارتفاع الگوی قیمتی است. فاصله بین سقف و کف الگو را اندازه می‌گیرید و همان مقدار را از نقطه بریک اوت اضافه می‌کنید. مثلاً اگر قیمت در یک مثلث بین ۱,۸۰۰ و ۲,۰۰۰ دلار در نوسان بوده، فاصله ۲۰۰ دلار و بریک اوت در ۲,۰۰۰ رخ داده، هدف اول شما ۲,۲۰۰ دلار است.

1- استراتژی خروج پلکانی

معامله‌گران حرفه‌ای معمولاً یکجا از معامله خارج نمی‌شوند. یک رویکرد مرسوم اینجاست که ۵۰ درصد پوزیشن را در هدف اول می‌بندند، حد ضرر بقیه را به نقطه سربه‌سر می‌آورند و بقیه را برای هدف دوم نگه می‌دارند. این روش هم سود را قفل می‌کند هم اجازه می‌دهد از روندهای قوی‌تر بهره ببرید.

2- خروج با میانگین متحرک در روندهای قوی

وقتی با یک بریک اوت قوی روبرو هستید که پتانسیل روند طولانی دارد، استفاده از میانگین متحرک ساده ۳۴ دوره‌ای برای مدیریت خروج کارآمد است. معامله را نگه می‌دارید تا زمانی که یک کندل با بدنه کامل پایین‌تر از این میانگین متحرک بسته شود. این تکنیک به شما اجازه می‌دهد در بخش اصلی روند بمانید و از نوسانات کوچک نترسید.

3- تعیین حد ضرر

شما می توانید در خیلی از تریدها، حد ضرر یا SL را مشخص کنید تا وقتی که معامله به آن حد می رسد جهت جلوگیری از ضرر بیشتر، استاپ و بسته شود. در کل حد ضرر باید کمی پایین‌تر از ناحیه شکسته‌شده قرار بگیرد نه دقیقاً روی آن. دلیل فاصله گرفتن از سطح این است که قیمت پس از پولبک ممکن است چند پیپ یا چند دلار به داخل ناحیه رود قبل از اینکه دوباره صعود کند. اگر حد ضرر دقیقاً روی ناحیه باشد، این نوسان طبیعی می‌تواند آن را فعال کند.

نحوه تشخیص سیگنال بریک اوت واقعی از کاذب

بریک اوت کاذب (Fakeout) دشمن اصلی معامله‌گران بریک اوت است. بازار به طور طبیعی تمایل دارد قبل از بریک اوت واقعی، یک یا چند بریک اوت کاذب ایجاد کند تا معامله‌گران خرد را از پوزیشن خارج کند یا آن‌ها را در جهت اشتباه گیر بیندازد. حتی بعضی اوقات خیلی از افراد بازار ساز می توانند بریک اوت های فیک ایجاد کنند. خب از کجا تشخیص دهیم یک برید اوت واقعی است؟ در این قسمت راهکارها و نشانه های مهمی به شما می گوییم اما اگر حوصله این همه دقت و جزئیات را ندارید، بهتر است از یک منبع معتبر سیگنال بریک اوت بگیرید. در کانال زیر، معتبرترین سیگنال های بریک اوت را می بینید و می توانید با خیال راحت براساس انها ترید کنید چرا که هر سیگنال از فیلترها و ربات های مختلفی گذر کرده، و الگوریتم های مختلفی آن را بررسی کرده اند.

دسته نشانه توضیح ساده
بریک‌اوت کاذب پین‌بار (Pin Bar) سایه سطح را رد کرده اما بدنه داخل بسته شده → قیمت رد شده، نه شکسته
بریک‌اوت کاذب حجم پایین حجم کمتر از میانگین → نبود بازیگران اصلی، شکست ناپایدار
بریک‌اوت کاذب زمان کم‌حجم شکست در ابتدای سشن و برگشت تا پایان → احتمال فالس بالا
بریک‌اوت کاذب خلاف روند اصلی شکست بدون هم‌جهتی با روند و بدون دلیل قوی → مشکوک
بریک‌اوت واقعی کندل قوی بدنه بلند و بسته شدن کامل خارج از ناحیه → فشار واقعی بازار
بریک‌اوت واقعی افزایش حجم حجم ۵۰ تا ۲۰۰٪ بالاتر از میانگین → ورود پول هوشمند
بریک‌اوت واقعی پولبک ضعیف پولبک با حجم کم → ادامه حرکت در جهت بریک‌اوت
بریک‌اوت واقعی تأیید تایم‌فریم بالاتر شکست در تایم‌های بزرگ‌تر → اعتبار بیشتر

نشانه‌های هشداردهنده بریک اوت کاذب:

1- الگوی کندل پین‌بار: وقتی سایه کندل از سطح رد می‌شود اما بدنه داخل ناحیه بسته می‌شود، این نشانه کلاسیک رد شدن قیمت از سطح است نه شکستن آن. به زبان ساده تر بازار تلاش کرده از سطح رد شود اما قدرت کافی نداشته.

2- حجم پایین در زمان شکست: بریک اوت با حجم کمتر از میانگین، بریک اوتی است که بازیگران اصلی پشت آن نیستند. این نوع شکست‌ها اغلب ناپایدار هستند.

3- شکست در ساعات کم‌حجم: بریک اوتی که در ابتدای جلسه معاملاتی رخ می‌دهد و تا پایان روز برمی‌گردد، اغلب یک فالس بریک اوت است. منتظر بمانید کندل بسته شود.

4- بریک اوت خلاف روند اصلی: اگر روند اصلی صعودی است و یک بریک اوت نزولی مشاهده می‌کنید بدون هیچ تغییر بنیادی یا فشار فروش قابل توجهی، احتمال کاذب بودن آن بالاست.

نشانه‌های بریک اوت واقعی:

1- کندل قوی با بدنه بلند: کندلی که تقریباً بدون سایه است و بدنه‌اش کاملاً فراتر از ناحیه روانی بسته می‌شود، قوی‌ترین سیگنال ممکن است. این کندل نشان می‌دهد فشار خرید یا فروش در تمام طول آن دوره زمانی وجود داشته.

2- افزایش قابل توجه حجم: حجمی که ۵۰ تا ۲۰۰ درصد بالاتر از میانگین است، نشان می‌دهد پول هوشمند وارد شده.

3- پولبک با کاهش حجم: بعد از بریک اوت واقعی، اگر قیمت پولبک بزند، این پولبک با کاهش حجم همراه است، نشان می‌دهد فروشندگان قوی پشت پولبک نیستند و قیمت دوباره در جهت بریک اوت حرکت خواهد کرد.

4- تأیید تایم‌فریم بالاتر: بریک اوتی که در تایم‌فریم روزانه معتبر است و در تایم‌فریم هفتگی هم یک ناحیه کلیدی شکسته، بسیار قوی‌تر از بریک اوتی است که فقط در چارت یک‌ساعته دیده می‌شود.

جمع بندی بریک اوت چیست؟

شناخت این الگوها به تنهایی کافی نیست. باید یاد بگیرید هر الگو را در بستر روند کلی، حجم معاملات و سطوح کلیدی تایم‌فریم‌های بالاتر بخوانید. معامله‌گری که می‌تواند یک مثلث صعودی را در نمودار هفتگی ببیند، یک شکست پرحجم در نمودار روزانه تأیید کند و با پولبک به نمودار چهارساعته وارد شود،  این معامله‌گر با کسی که فقط یک الگو در یک تایم‌فریم می‌بیند تفاوت زمین تا آسمان دارد.

 

سوالات متداول

 

بریک اوت چیست؟

زمانی که قیمت یک سطح حمایت یا مقاومت مهم را با قدرت می‌شکند و فراتر از آن بسته می‌شود. بریک اوت سیگنالی است که نشان می‌دهد عرضه و تقاضا در حال تغییر است و قیمت احتمالاً در جهت شکست ادامه می‌دهد. 

آیا هر شکست قیمتی، بریک اوت معتبر است؟

خیر. بریک اوت کاذب زمانی رخ می‌دهد که قیمت به طور موقت از سطح حمایت یا مقاومت عبور کند اما سریعاً برگردد و معامله‌گرانی که زود وارد شده‌اند را به دام بیندازد. برای تأیید، باید بدنه کندل فراتر از ناحیه بسته شده باشد، نه فقط سایه. 

آیا حجم معاملات در بریک اوت اهمیت دارد؟

بله، خیلی زیاد. حجم معاملات «سوخت» بریک اوت است. بدون حجم کافی، بریک اوت قبل از رسیدن به هدف متوقف می‌شود و برمی‌گردد. بسیاری از معامله‌گران که فقط روی پرایس اکشن تمرکز می‌کنند و این عامل را نادیده می‌گیرند، اغلب در تله بریک اوت‌های کاذب گرفتار می‌شوند. 

بهترین اندیکاتور برای تأیید بریک اوت کدام است؟

یکی از پرکاربردترین اندیکاتورها برای تأیید بریک اوت، MACD است که تغییرات مومنتوم را نشان می‌دهد. سایر اندیکاتورهای رایج شامل میانگین متحرک، RSI و Ichimoku هستند. در کنار اینها، تحلیل حجم همیشه باید در اولویت باشد. 

کجا باید حد ضرر بگذاریم؟

برای بریک اوت صعودی، حد ضرر را کمی زیر سطح حمایت قبلی بگذارید. برای بریک اوت نزولی، کمی بالاتر از مقاومت قبلی. از ATR (میانگین محدوده واقعی) می‌توانید برای تعیین فاصله منطقی حد ضرر استفاده کنید. 

چه زمانی وارد معامله بریک اوت شویم؟ همان لحظه یا بعد از پولبک؟

هر دو روش درست است. ورود فوری در لحظه بریک اوت ریسک بیشتری دارد اما نقطه ورود بهتری می‌دهد. منتظر ماندن برای پولبک به سطح شکسته‌شده ایمن‌تر است اما گاهی فرصت را از دست می‌دهید، هیچ رویکرد «درست» جهانی وجود ندارد و هر دو با مدیریت ریسک مناسب می‌توانند کار کنند. 

هدف قیمتی بعد از بریک اوت کجاست؟

رایج‌ترین روش این است که هدف قیمتی را برابر اندازه محدوده رنج قبل از بریک اوت در نظر بگیرید. مثلاً اگر قیمت در کانال ۱۰۰ دلاری رنج زده، هدف اول ۱۰۰ دلار بالاتر از نقطه شکست است. 

آیا بریک اوت فقط در فارکس کاربرد دارد؟

خیر. بریک اوت در تمام بازارها، سهام، ارز، کامودیتی و ارز دیجیتال، کاربرد دارد. اصول پایه‌ای شناسایی حمایت و مقاومت و ردیابی حرکت قیمت در تمام کلاس‌های دارایی یکسان است. 

آیا بریک اوت برای تازه‌کارها مناسب است؟

می‌تواند مناسب باشد، اما مبتدیان باید با حجم کم شروع کنند و تمرکز اصلی‌شان را روی مدیریت ریسک بگذارند، چون بریک اوت‌های کاذب فراوان هستند. 

چرا بریک اوت کاذب اتفاق می‌افتد؟

بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای عمداً فالس بریک اوت ایجاد می‌کنند، تکنیکی که به «Liquidity Grab» معروف است. هدف این است که حد ضرر معامله‌گران خرد را فعال کنند تا نقدینگی لازم برای ورود به پوزیشن اصلی‌شان را تأمین کنند، سپس قیمت در جهت مخالف حرکت کند.

ترید بریک اوت در کدام تایم‌فریم بهتر جواب می‌دهد؟

هیچ تایم‌فریم مطلقی وجود ندارد، اما هرچه تایم‌فریم بالاتر باشد سیگنال معتبرتر است. مدت زمان معاملات در استراتژی بریک اوت می‌تواند از چند دقیقه تا چند هفته متغیر باشد، بستگی به نوسانات بازار، تایم‌فریم نمودار و سطح تحمل ریسک معامله‌گر دارد. بریک اوت روزانه معمولاً قابل‌اطمینان‌تر از بریک اوت یک‌ساعته است. 

چطور بریک اوت واقعی را از کاذب تشخیص دهیم؟

منتظر بمانید تا قیمت فراتر از سطح کلیدی بسته شود، ترجیحاً با افزایش قابل‌توجه حجم. از اندیکاتورهای تأییدی مانند میانگین متحرک یا RSI نیز می‌توانید کمک بگیرید، با این آگاهی که این اندیکاتورها ممکن است در برگشت‌های سریع بازار عقب بمانند. 

آیا باید هر بریک اوتی را ترید کنیم؟

قطعاً نه. بازارهایی با روند مشخص و محدوده رنج واضح را انتخاب کنید. از ترید در بازارهای پر از نوسان بی‌جهت و کم‌حجم بپرهیزید. صبر کردن برای سیگنال درست، مهم‌ترین مهارت در این سبک معاملاتی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا